دروغ چرا . . . خیلی با خودم کلنجار رفتم . نمیدونستم واقعا دلم میخواد که آدرس ِ جای جدید رو اینجا بذارم یا نه . فکر کرده بودم که اگر این کارو نکنم ، میتونم یه زندگی ِ جدید شروع کنم . انگار که بری تو یه شهری که هیچ کس نمیشناسدت . حتی مطمئن نبودم که دلم میخواد بعضی از چند نفری که احتمال میدم اینجا رو میخونن ، همچنان خواننده م باشن یا نه . 

اما در نهایت به خودم گفتم که سه نقطه . . . تو که فقط خودت رو مینوسی . چیزی هم برای پنهون کردن نداری . یا چیزی رو نمینویسی یا چیزی که به شکلی هست رو مینویسی . حالا یا تو ذهنت ، یا تو دلت یا پیرامونت . پس بذار هر کی میخواد بخونه . پس چُس بازی در نیار . اگر کسی بخواد پیدات کنه ، بالاخره این کارو میکنه . پس سنگین تره که خودت این کارو بکنی . . .

و یک دلیل ِ دیگه این بود که تعدادی از دوستانی که اینجا رو میخوندن ، بی صدا بودن . اما بودنشون ارزشمند بود .

بالاخره از اینجا رفتم . راحت شدی بلاگفا . اما اینو بدون که من دوستت داشتم . و شاید تلخ ترین زمانی که فعل ِ ماضی میتونه داشته باشه ، همین جمله ی " دوستت داشتم " باشه .

هنوز با جای جدید خو نگرفتم . اما شروع به نوشتن کردم . حتی اگر هنوز هیچ چیزش رو دوست نداشته باشم . امیدوارم زودتر سر در بیارم که کار تو محیط جدید چطوریه . شاید لااقل یه کم ظاهرش رو تونستم برای خودم دلنشین تر کنم .

واژه ها در خانه ی جدید انتظار میکشند . . .

نشانی خانه ی جدید : www.focuspointblog.com

سه نقطه ی فوکوس پوینت ، از این به بعد در اینجا روی نقاط تمرکز میکند . . .